×ساسان× من تو را تا اخرین نفس خویش دوست می دارم و همچنان می پرستمت عزیز تر از جونم ×ساسان×
شبی پرسیدمش با بی قراری. به غیر از من کسی را دوست داری؟ به چشمش اشک شد از شرم جاری. میان گریه هایش گُفت:آري