تبليغاتX
تا بی نهایت دوستت دارم×ساسان×عزیزم و گلم -

تا بی نهایت دوستت دارم×ساسان×عزیزم و گلم

×ساسان× من تو را تا اخرین نفس خویش دوست می دارم و همچنان می پرستمت عزیز تر از جونم ×ساسان×

 

غرور نذاشت بهت بگم قد خدا دوست دارم

حالا نشستم یه گوشه دارم ستاره میشمارم

تنهایی عین یه تبر شکسته برگ و ریشمو

سوزونده آفت غرور از حالا تا همیشمو

اگر بهت گفته بودم حالا تو مال من بودی

من تو خیال تو بودم تو،تو خیال من بودی

کاشکی میون من و تو،تو اون روزا حصار نبود

هیچی میونمون به جز دلای بی قرار نبود

تو رفتی و حالادیگه اونور دنیا خونته

انگار نه انگار که کسی اینور آب دیوونته

تقصیر هردومون بوده ما عشقو نشناخته بودیم

فقط یه قصر کاغذی تو رویامون ساخته بودیم

باید یکی از ما دوتا غرور و زیر پا میذاش

آروم به اون یکی میگفت یه عاشق واقعی باش

جدایی دستای ما یه اتفاق ساده نیست

سواره هرگز باخبر از غصهء پیاده نیست

توی مسیر عاشقی باید هوای دل و داشت

حرف دل و عین قسم رو طاقی چشما گذاشت

کاش توی دنیا هیچکسی قربونیه غرور نشه

راه دوتا پرنده کاش هیچ روزی از هم دور نشه!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/03/30ساعت 3:7 بعد از ظهر  توسط مینویسم برای عمرم ساسان جونم  |