به نام ان که افرید مرا
تا دوست بدارم تورا
سلام میکنم با عشق سلام میکنم با با غم سلام میکنم
با رویای تو
از کجا شروع کنم که تمامش پر از غم است تو بگو از کجا
شروع کنک که تمام نامه خیس است
ازکجا شروع کنم که قصه ام تلخ است تو خودت را بگذار
جای من بدون تو زندگی سخت است
از کجا شروع کنم قلبی شکسته یا از دستای بسته
شاید از یک عاشق دلخسته
از هر جا بگم تو بامنی اما چرا فقط تو رویای منی؟
از هر جا بگم گریت میگیره قصه ی من اینقدر تلخ که
غصه ات میگره
اگه از اولش بگم دلت برام میسوزه اگه از وسطش بگم
میگی بیچاره دختره چقدر تنهاست
اگه از اخرش بگم دیگه خودتو نمیبخشی که اینجوری یه
دختر رو کشتی
پس من باید از کجای قصه بگم که تو ناراحت نشی ای
خدا نمیتونم اخه غصه ی تورو ببینم
ولی ببین تو چه جوری دنیامو ویرون کردی دل ندادی و
دلم و زدی داغون کردی
دوست دارم فقط یه بار بیای جای من درست که میم
غصه ی تورو دوست ندارم
ولی ارزش داره اگه ببینی من چقدر اواره ام
بهت قول میدم اگه جای من بودی دیگه نمیموندی یا
میرفتی یا عشق و از دلت بیرون میکردی
اینقدر صبح تا شب گریه میکردی که وقت خاموشی
اسمون
دیگه نمیتونی اشک بریزی چون دیگه اشکی برات
نمیمونه
تو این مدت اگه یکی اشکامو جمع میکرد مطمئن باش
به قدری اشکام بود که حتی رود کارون اندازه ی اشکام
نمیشد
نمیدونم من که روزی هزار بار برات میمیرم و زنده شدم
ولی بگو چرا نیومدی پیشم
دیگه عاشق تر از من که نمیشه کسی عاشقت بشه
یه بار یادم تو اومدی کنارم گفتی میمونی پیشم
گفتی از من دل نمیکنی گفتی که عاشق منی گفتم بهت
از من عاشق تر تو دنیا نیست اینو بدون مجون واقعی
منم
گففتی دوروغ میگی گفتم پس کی مجنون گفتی خوب
ملومه من!
باورم نمیشد تو پیش منی و داری این حرفارو میزنی تو
گفتی از صدام دل نمیکنی
گفتی عهدی که میبندی نمیشکنی عاشق بودم و
عاشق ترم کردی تو با نگاهت راهی زندونم کردی
ولی چه زود خوابم تموم شد کاش همیشه تو خواب
میموندم تا با تو بودم
من فقط تورو تو رویا هام دارم ولی بدون هر جا باشم تو
بامنی
چه این جهان چه اون جهان تو توی خیالمی
میدونم اگه دنیا به اخر برسه عاشق و مجنونت منم ولی
چیکار کنم که به تو نمیرسم
دلم میخواست فقط یکی بهت از عاشقت خبر میداد من
میخوام تو بدنی دارم برات فدا میشم
وظیفمه هرچی بگم بازم کمه
اینو بدون بخاطرت دنیا چشماشو رو من بشسته تمام
ادمی دیگه به حرفام گوش نمیدن
بخاطر دیگه هیشکی رو ندارم اونا منو دوست نداشتن
میدونی بهم چی گفتن؟
اونبا گفتن یا اون یا ما گفتم اگه میخواید برید منو تنها
بزارید شما برید من شما رو نمیخوام
اگه دنیا رو ازم بگیرید بازم من اونو میخوام
حالا بخاطرت تنها شدم
من تویه کلبه ی تنها دارم میمیرم میدونی همدمم کیه؟
غصه شده یاره من همدم و دلداره من
با رویای تو ینده ام نیستی پیشم خوب میدونم فقط ازت
میخوام بمون تو رویای من چون بدون تو نمیتونم
فقط بیا بهم بگو اخه من چیکار کنم؟
میدونی بدنه تو نمیتونم؟
اگه نیای نمیمونم
عزیزه من بهترین مهربون اهای تو ای ارم جون
یادته اول نامه گفتم از کجا شروع کنم ؟
از جایی شروع نکردم هرچا رفتم دیدم تویی نمیگم قصم
و شاید دلت بسوزه از بس تنها ام
حالا از کجا پایان دهم؟
از قلبی شکسته از رویای نمیمه کاره یا از دلی بیقرار
از چشمای پر از خون
بگو اخه عشق من چه جوری شب و بی تو سحر کنم
اگه تو نیاشی دیگه از کی بخونم
بیا تا دل تنهام بتونه زندگی کنه
از کجا پایان دهم
از دست لطیف تو دادن؟
و در اخر از این تکه جسارت تقدیم به تو ای گل زیبا در دینا
پسر شبای پاییز میمونم باتو همیشه
واسه من هیشکی تو دنیا
ساسان
خودم
نمیشه
این را بدان در انتظارت هستم حتی در جهانی دیگر
دیوونه ی تو
مهسان