تبليغاتX
تا بی نهایت دوستت دارم×ساسان×عزیزم و گلم

تا بی نهایت دوستت دارم×ساسان×عزیزم و گلم

×ساسان× من تو را تا اخرین نفس خویش دوست می دارم و همچنان می پرستمت عزیز تر از جونم ×ساسان×

×سسسسسسسسسسااااااااااسسسسسسسسسساااااااااان×

دوباره دلم هوای با تو بودن کرده

نگو این دل دوری عشقتو باور کرده

دل من خسته از این ،  دست به دعاها بردن

همه ی آرزوهام با رفتن تو مردن

حالا من یه آرزو دارم تو سینه

که دوباره چشم من تو رو ببینه

واسه پیدا کردنت تن به دل صحرا می دم

آخه تو رنگ چشات قیمت دنیا رو دیدم

توی هفتا آسمون تو تک ستاره ی منی  

به خدا ناز دو چشماتو به دنیا نمی دم

حالا من یه آرزو دارم تو سینه

که دوباره چشم من تو رو ببینه

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/09/14ساعت 9:39 بعد از ظهر  توسط مینویسم برای عمرم ساسان جونم  | 

تو راستی یا دروغی؟

چرا دلمو میترسونی؟

چرا قلبمو میلرزونی؟

میگن تو رو باهاش دیدن

خودت میگی نمیدونی

توی حیاط تو یه شب تابستونی

 دستمو گذاشتی رو قلبتو گفتی بهم

که مالکش فقط تویی توی چشات که نیگا کردم دیدم

اگه همه ی دنیا دروغ گو بشن فقط تویی که راستگو میمونی

من نمیگم باهاش نرو اتفاقا میگم برو

بهت میگم شاید من لیاقتت رو ندارم

تو خودت این حرفمو بهتر میدونی

میگم خب شاید اون بهتره

شاید از من برات خیلی با ارزش تره

گفتی بهم باور کن این همش خیاله

تو داری فکر میکنی به یه خواب دروغکی

حد اقل برای من تو مثه عروسکی

 بهم میگی مثه اسمت تو زندگیم فقط تویی که پرفروغی

احتیاج نیست افسانه باشی مثه سیندرلا وماه پیشونی

قلب ادما مهمه عزیزم تو برام مثل یه دنیا میمونی

گفتم بهت اخه جونم تو مثه همه نیستی

 شاید واسه اینه که تو ادم عادی نیستی

تو با اون قلب قشنگت به خدا مثل فرشته می مونی

تو یه فرشته ی قشنگی با یه قلب پر از مهربونی

 من نمیخوام باور کنم با این صدای نازت واسه یکی دیگم عاشقانه میخونی

من دلم میخواد فقط بشی واسه خودم

همونطور که من شدم تو اون نگاه نازت زندونی

اگه با این همه خودخواهی دلم میخواد فقط با من بمونی

واسه اینه که مطمئنم درد دلم رو میدونی

درد دلم عاشقیه حتی از عاشقی بیشتر یه جورایی مجنونی

وای خدایا کاش میشد باور کنم که تو قلبم فقط یه مهمونی

ولی خب این عاشقی پاروی قلبم میذاره

بهم میگه شاید لیاقتت رو ندارم

لیاقت تو که ماه میخواد داشته باشه ازت یک نشونی

من بلد نیستم برات قصر بسازم

یه قصری که کافی باشه واسه این فرشته ی اسمونی

تو با اون نگاه نازه گفتی بهم قصر نمیخوای میخوای تو کلبه بمونی

یه کلبه ی گرم وپر از عشق وخودمونی

شاید ارزش این کلبه رو فقط ما بدونیم

توی این کلبه ی کوچیک تا ابد وسه هم عاشقانه بخونیم

این کلبه رو باید هر چه زودتر بسازیم تو قلبمون

هر چند که همون روز اول ساخته شد با یه نگاه مهربون

نمیخوام که خاطره بشه یه وقت این عشق قشنگو پاکمون

نفسای گرمت بلند تر از فریاده برام

بهت میگم نازنینم قول بده همیشه عاشق بمونی

                                                                     تقدیم به زیبای لحظه هام

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/09/14ساعت 8:38 بعد از ظهر  توسط مینویسم برای عمرم ساسان جونم  | 

 

می دونم

زندگی پر از سواله می دونم

رسیدن به تو خیال می دونم

تو می گی یه روزی مال من می شی

اما موندنت محاله می دونم

تو می گی شبا دعامون می کنی

چشمه چشات زلاله می دونم

توی آسمون سر نوشت ما

ماه کاملم هلاله می دونم

تو می گی پرنده شیم بریم هوا

غصه ما دو تا باله می دونم

چشم من پر از غم نبودنت

دل تو پر از ملاله می دونم

طاقتم دیگه داره تموم می شه

صبر تو رو به زواله می دونم

اون درخت سیب آرزوهامون

پر میوه های کاله می دونم

آره می ری و نمی پرسی که این

دل عاشق در چه حاله می دنم

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/09/14ساعت 3:53 بعد از ظهر  توسط مینویسم برای عمرم ساسان جونم  | 

اوني كه مي خواستم

 

اوني كه مي خواستم عهدشو شكست و
به پاي عشق جديد نشست و

چش روي آرزوم هميشه بست و

پشت مه پنجرمون رها شد

اوني كه مي خواستم مث اشك چكيد و

تو طول راه يهو يكي رو ديد و

صداي از ما بهتر و شنيد و

به خاطر هيچي ازم جدا شد

اوني كه مي خواستم دل ما رو بردو

تو راه كه مي رفت به يكي سپرد و

تو خاطرش ، خاطره ي ما مرد و

يكي ديگه تو روياهاش خدا شد

اوني كه مي خواستم دل ازم بريد و

بين گلا يه گل تازه چيد و

به اوني كه دلش مي خواس رسيد و

مثل تموم مردا بي وفا شد

اوني كه مي خواستم زود ازم گذشت و

يه روزي رفت و ديگه بر نگشت و

منكر مجنون شد و كوه و دشت و

منكر عشق و بودن با ما شد

اوني كه مي خواستم زير قولش زد و

با يكي ديگه پيش من اومد و

به خاطر اون به ما گفتش بد و

عزيز تر از ديروز و از حالا شد

اوني كه مي خواستم شدش از ما سرد و

پيغام دادش كه ديگه برنگرد و

بد بودن ما رو بهونه كرد و

غيبش زد و يك دفعه كيميا شد

اوني كه مي خواستم ما رو بد شناخت و

هستي شو پيش يكي ديگه باخت و

قصر من و با يكي ديگه ساخت و

شكر خدا باز ولي پادشا شد

اوني كه مي خواستم من و داد به باد و

رفت پيش اون كس كه دلش مي خواد و

زد زير عشقش تا يادش نياد و

اسم منم جز آدم بدا شد

اوني كه مي خواستم من و زد كنار و

خزونشو يه جوري كرد بهار و

قايم شدش تو يه عالم غبار و

تقدير ما مثل موهاش سيا شد

اوني كه مي خواستم آخرش گم شد و

بازيچه ي چشماي مردم شد و

وارد عشق صد و چندم شد و

توي خيال كس ديگه جا شد

اوني كه مي خواستم ، ولي انگار مده

مال همه يه جورايي گم شده

كاش از ميون غبارا بياد و

بهم بگه هر چي مي گي بيخوده

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/09/14ساعت 3:50 بعد از ظهر  توسط مینویسم برای عمرم ساسان جونم  | 

cheshmamo roo ham mizaramo,, toro be yadam miyaramo, dobare dast tekoon midano,toro be ham neshoon midano,kam miyaram akhe toro, toro be yadam miyaramo., donya digeh mese to nadare , nadare na mitooneh biyare, dela hame bigharare eshghan, ama eshghei ke vase to bigharare, hichki mese to nemitooneh, nemitooneh ghalbamo bekhooneh, begoo begoo kodoom khiyabooneh ke mano beto mitooneh beresooneh
+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/09/14ساعت 1:51 بعد از ظهر  توسط مینویسم برای عمرم ساسان جونم  | 

vaghti mordam ruye ghabram nanevisid ki boodam / nanevisid chi bodam chi mikhastam chi shodam / nanevisid na sheri na shoari / nanevisid az koja bodam az che tabari / vaghti mordan akharin noghteye rahe / nemikhad sang rooye ghabaram bezarid / vaghti har omadani raftani dare nemikhad gol rooye ghabram bezarid / khili vaghta pish az in morde bodam / omriye del morde be sarborde boodam boodam/ bedone ghabr ,bedoone namo neshoon / choobe in zendegiro khorde boodam

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/09/13ساعت 6:30 بعد از ظهر  توسط مینویسم برای عمرم ساسان جونم  | 

+ نوشته شده در  شنبه 1384/09/12ساعت 11:34 بعد از ظهر  توسط مینویسم برای عمرم ساسان جونم  | 

+ نوشته شده در  شنبه 1384/09/12ساعت 11:32 بعد از ظهر  توسط مینویسم برای عمرم ساسان جونم  | 

Az Kasi Ke Do0stesh Dari Sade Dast Nakesh Shayad Dige Hich Kaso Mesle Oon Do0st Nadashte Bashi. Va Az Kasi Ham Ke Do0stet Dare Bi Tafavot Oboor Nakon Chon Shayad Hich Vaght Hichkas Toro Mesle Oon Do0st Nadashte Bashe

+ نوشته شده در  شنبه 1384/09/12ساعت 11:29 بعد از ظهر  توسط مینویسم برای عمرم ساسان جونم  | 

برای جیگملیم ×ساسان×

به نام ان که افرید مرا

تا دوست بدارم تورا

سلام میکنم با عشق سلام میکنم با با غم سلام میکنم

با رویای تو

از کجا شروع کنم که تمامش پر از غم است تو بگو از کجا

شروع کنک که تمام نامه خیس است

ازکجا شروع کنم که قصه ام تلخ است تو خودت را بگذار

جای من بدون تو زندگی سخت است

از کجا شروع کنم قلبی شکسته یا از دستای بسته

شاید از یک عاشق دلخسته

از هر جا بگم تو بامنی اما چرا فقط تو رویای منی؟

از هر جا بگم گریت میگیره قصه ی من اینقدر تلخ که

غصه ات میگره

اگه از اولش بگم دلت برام میسوزه اگه از وسطش بگم

میگی بیچاره دختره چقدر تنهاست

اگه از اخرش بگم دیگه خودتو نمیبخشی که اینجوری یه

دختر رو کشتی

پس من باید از کجای قصه بگم که تو ناراحت نشی ای

خدا نمیتونم اخه غصه ی تورو ببینم

ولی ببین تو چه جوری دنیامو ویرون کردی دل ندادی و

دلم و زدی داغون کردی

دوست دارم فقط یه بار بیای جای من درست که میم

غصه ی تورو دوست ندارم

ولی ارزش داره اگه ببینی من چقدر اواره ام

بهت قول میدم اگه جای من بودی دیگه نمیموندی یا

میرفتی یا عشق و از دلت بیرون میکردی

اینقدر صبح تا شب گریه میکردی که وقت خاموشی

اسمون

دیگه نمیتونی اشک بریزی چون دیگه اشکی برات

نمیمونه

تو این مدت اگه یکی اشکامو جمع میکرد مطمئن باش

به قدری اشکام بود که حتی رود کارون اندازه ی اشکام

نمیشد

نمیدونم من که روزی هزار بار برات میمیرم و زنده شدم

ولی بگو چرا نیومدی پیشم

دیگه عاشق تر از من که نمیشه کسی عاشقت بشه

یه بار یادم تو اومدی کنارم گفتی میمونی پیشم

گفتی از من دل نمیکنی گفتی که عاشق منی گفتم بهت

از من عاشق تر تو دنیا نیست اینو بدون مجون واقعی

منم

گففتی دوروغ میگی گفتم پس کی مجنون گفتی خوب

ملومه من!

باورم نمیشد تو پیش منی و داری این حرفارو میزنی تو

گفتی از صدام دل نمیکنی

گفتی عهدی که میبندی نمیشکنی عاشق بودم و

عاشق ترم کردی تو با نگاهت راهی زندونم کردی

ولی چه زود خوابم تموم شد کاش همیشه تو خواب

میموندم تا با تو بودم

من فقط تورو تو رویا هام دارم ولی بدون هر جا باشم تو

بامنی

چه این جهان چه اون جهان تو توی خیالمی

میدونم اگه دنیا به اخر برسه عاشق و مجنونت منم ولی

چیکار کنم که به تو نمیرسم

دلم میخواست فقط یکی بهت از عاشقت خبر میداد من

میخوام تو بدنی دارم برات فدا میشم

وظیفمه هرچی بگم بازم کمه

اینو بدون بخاطرت دنیا چشماشو رو من بشسته تمام

ادمی دیگه به حرفام گوش نمیدن

بخاطر دیگه هیشکی رو ندارم اونا منو دوست نداشتن

میدونی بهم چی گفتن؟

اونبا گفتن یا اون یا ما گفتم اگه میخواید برید منو تنها

بزارید شما برید من شما رو نمیخوام

اگه دنیا رو ازم بگیرید بازم من اونو میخوام

حالا بخاطرت تنها شدم

من تویه کلبه ی تنها دارم میمیرم میدونی همدمم کیه؟

غصه شده یاره من همدم و دلداره من

با رویای تو ینده ام نیستی پیشم خوب میدونم فقط ازت

میخوام بمون تو رویای من چون بدون تو نمیتونم

فقط بیا بهم بگو اخه من چیکار کنم؟

میدونی بدنه تو نمیتونم؟

اگه نیای نمیمونم

عزیزه من بهترین مهربون اهای تو ای ارم جون

یادته اول نامه گفتم از کجا شروع کنم ؟

از جایی شروع نکردم هرچا رفتم دیدم تویی نمیگم قصم

و شاید دلت بسوزه از بس تنها ام

حالا از کجا پایان دهم؟

از قلبی شکسته از رویای نمیمه کاره یا از دلی بیقرار

از چشمای پر از خون

بگو اخه عشق من چه جوری شب و بی تو سحر کنم

اگه تو نیاشی دیگه از کی بخونم

بیا تا دل تنهام بتونه زندگی کنه

از کجا پایان دهم

از دست لطیف تو دادن؟

و در اخر از این تکه جسارت تقدیم به تو ای گل زیبا در دینا

پسر شبای پاییز میمونم باتو همیشه

واسه من هیشکی تو دنیا ساسان خودم

نمیشه

این را بدان در انتظارت هستم حتی در جهانی دیگر

دیوونه ی تو

مهسان
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/09/10ساعت 5:28 بعد از ظهر  توسط مینویسم برای عمرم ساسان جونم  | 

تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم

شب از هجوم خیالت نمیبرد خوابم

تو چیستی که من از موج هر تبسم تو

بسان قایق سرگشته روی گردابم

شده قلبم تو این خونه.......با فضای عاشقونه.............این فقط عشق که هر روز به رگم خون میرسونه

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/09/10ساعت 5:23 بعد از ظهر  توسط مینویسم برای عمرم ساسان جونم  | 

اوني كه مدعي بود عاشقته تو رو تو فاصله ها تنها گذاشت
بي خبر رفت و تو اين بيراهه ها ردپاشم واسه چشمات جا نذاشت

اووه دلو سوزوندي اووه چرا نموندي

منو هر ثانيه و جنون تو , واسه من همين خيالتم بسه

بگذار جاده ها به اشتباه برن ما كه دستمون به هم نمي رسه

با حرير پيله هاي كاغذي واسه من جاده رو ابريشم نكن

من به پروانه شدن نمي رسم حرمت فاصلمون رو كم نكن

اووه دلو سوزوندي اووه چرا نموندي

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/09/10ساعت 5:22 بعد از ظهر  توسط مینویسم برای عمرم ساسان جونم  | 

(( دوست داشتن در دريا شنا كردن است و عشق در دريا غرق شدن است )) .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/09/10ساعت 5:19 بعد از ظهر  توسط مینویسم برای عمرم ساسان جونم  | 

خیلـــــــــــــی وقتــــــه دیــــــگه بارون نزده رنگ عشق بــــــــــه ایــن خیـابون نزده

خیلـــــــــــــی وقتـــــــه ابـــــری پرپر نشده دل آسمــــــــــــون سبــــــک تـــر نشده

مـــــــــــــه ســــــرد رو تــــــن پـــــنجـره ها مثــــــــــل بـــغض تـــــــوی سینـــه منه

ابــــــــر چشمـــام پـــــر اشــــک ای خـــدا وقتــــشه دوبــــــــــاره بـــــــــارون بـــزنه

خیلـــی وقتـــــه که دلم برای تو تنگ شده قلبم از دوری تو بـدجوری دل تنگ شده

بعد تو هیچ چیزی دوست داشتنی نیست کـــــــــوه غصــــــه از دلم رفتنی نیست

حرف عشــــق تــــــو رو مــــن با کی بگم؟ همه حرفـــــــــا کـه آخه گفتنـی نیست

خیلی وقتــــه کـــه دلـم برای تو تنگ شده قلبم از دوری تو بد جوری دل تنگ شده

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/09/10ساعت 5:16 بعد از ظهر  توسط مینویسم برای عمرم ساسان جونم  | 

به دست گريه بغضم را شكستي
به خلوت تا كنار من نشستي

چو لب را بر گشودم تا بگويم
لبم را با هزاران بوسه بستي

تويي امشب عزيزم ساقي عشق
قشنگي،نازنيني ، ماه هستي

نگاهت جام و لبهايت شراب است
تو از دنياي ناز و راز هستي

زار مي ناليد و مي گفت:
تو از عشق و شراب ناب هستي

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/09/10ساعت 5:15 بعد از ظهر  توسط مینویسم برای عمرم ساسان جونم  | 

با توتنهایم

تنها وبیکس

به چه می هراسم ازبی تو بودن

نمی دانم

هرچه هست

میخکوبم می کند

و

می مانم ....

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/09/10ساعت 5:13 بعد از ظهر  توسط مینویسم برای عمرم ساسان جونم  | 

نمره بيست كلاسو نميخوام بهترين هوش و حواسو نميخوام

چون تو خود نمره بيستي تو مث هيچكسي نيستي

اگه عشق من تو نيستي چرا اينقدر سرپام چون ميدونم تو هموني كه ميخوام

حالا فداي سرت اگه دلمو شكستي ميگن عاشق هستي

كاش ميدونستي كه اگه با من باشي ديگه غم نداري با من باشي چيزي كم نداري

با تشكر از دلت بهت ميگم اگه ميشه منو تنها نذاري روي قلب من ديگه پا نذاري

با تشكر از تموم خوبيهات بهت ميگم

منو ببخش اگه هنوز چشم اتتظار ديدن چشماي زيباي توام

ببخش اگه با اين كه ميدونم ديگه چشماي تو مال اونه

ولي هنور بهت ميگم بي تو بي قرارم و هر شب كنار عكساي قشنگ تو بيدارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/09/09ساعت 7:23 بعد از ظهر  توسط مینویسم برای عمرم ساسان جونم  | 

دل من عاشق و دیوونه توست
تورو داشتن تنها آرزوست

نمیتونم بی تو تنها بمونم
تورو می خوام دیگه آروم ندارم
من و دل مست چشایه نازتیم
تورو میخوایم دیگه طاقت نداریم
اگه تو بیای اینا تموم میشه
این جهنم دوباره بهشت میشه

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/09/09ساعت 7:15 بعد از ظهر  توسط مینویسم برای عمرم ساسان جونم  | 

vaghati rafti baz hava bad shod roozegar az badi badtar shod vaghati rafti asmoon tar shod gerye abara badtar shod goola pajmordan vay goola moradan shakhe hashoon zire pa kham shod abra baridan dela posidan ghafse ghanari tang tar shod in delam morde dastamo khoonde sob ta shab bahoone avorde bi khabar moonde az hame roonde ghasedak khabar nayvorde dige bargard yar dige bas kon yar dele man az ghose daghoon shod bi to man khastam darharo bastam ham ja vasam ye zendoon shodvaghati rafti baz hava bad shod roozegar az badi badtar shod vaghati rafti asmoon tar shod gerye abra badtar shod

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/09/09ساعت 7:12 بعد از ظهر  توسط مینویسم برای عمرم ساسان جونم  |