تبليغاتX
تا بی نهایت دوستت دارم×ساسان×عزیزم و گلم

تا بی نهایت دوستت دارم×ساسان×عزیزم و گلم

×ساسان× من تو را تا اخرین نفس خویش دوست می دارم و همچنان می پرستمت عزیز تر از جونم ×ساسان×

فکرشو کن یه شب با هم یه گوشه‎ای تنها باشیم
با چارتا دیوار و یه سقف جدا از این دنیا باشیم
من باشم و تو باشیو یه جفت نو یه بی‎قرار
فرصت خوب انتقام از لحظه‎های انتظار
فکرشو کن عروسکم به اون شب پر التهاب
چشماتو روی هم بزار امشب به یاد من بخواب
فکرشو کن دستای من تو قلب تو جون بگیره
دل دل بی‎قرار تو تو سینه آروم بگیره
یه ساعتی باشه که شب سر بره و تموم نشه
نه هیچکسی سر برسه ثانیه‎ای حروم بشه
فکرشو کن عروسکم به اون شب پر التهاب
چشماتو روی هم بزا

+ نوشته شده در  جمعه 1384/08/20ساعت 11:14 قبل از ظهر  توسط مینویسم برای عمرم ساسان جونم  | 

برای ×سااااااااااسااااااااان× جوووونم

با همه عشق و جوونی با یه دنیا مهربونی
با زبون بیزبونی میخوام اینو خوب بدونی

بدجوری عاشقت شدمساسان

میدونی عزیز جونی پسر چشم آسمونی
نگاه کن تو عمق چشمام تا که از دلم بدونی

بدجوری عاشقت شدمساسان

آره عاشقت شدم قد ریگهای بیابون
قد اون لحظه که خورشید میسوزونه تو تابستون

بدجوری عاشقت شدمساسان

با همه عشق و جوونی با یه دنیا مهربونی
با زبون بیزبونی میخوام اینو خوب بدونی

بدجوری عاشقت شدمساسان

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/08/19ساعت 9:0 بعد از ظهر  توسط مینویسم برای عمرم ساسان جونم  | 

×ساسان×

به او بگویید..........
 
به او بگویید دوستش دارم، به او که تنش بوی گلهای سرخ را میدهد، به او که با جادوی کلامش زیباترین لغات را شناختم، به او که لحن صدایش دلپذیرترین آهنگ است، به او که نگاهش به گرمییه آفتاب و لبانش به سرخیه شقایق ودلش به زلالییه باران است، به او که برای من مینویسد،

مینویسد از باران، از شبنم، از گرمای عشق و ..................

 

به او بگویید دوستش دارم ، به او که قلبش به وسعت دریاییست که قایق کوچک دل من درآن غرق شده، به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نورو شعرو ترانه برد، و چشمهایم را به دنیایی پر از زیبایی باز کرد

 

به او بگویید دوستش دارم، به او که صدای پایش را میشنوم، به او که لحن کلامش را میشناسم ، به او که عمق نگاهش را میفهمم، به او که ............

 

به او بگویید دوستش دارم، به او که گل همیشه بهارمن است، به او که قشنگترین بهانه برای بودن من است وبه او که عشق جاودانه من است.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/08/16ساعت 1:21 بعد از ظهر  توسط مینویسم برای عمرم ساسان جونم  | 

مهربونم، نازنينم، بهترينم.

عشقم، اميدم، جونم.

با توام ، با تو، دنياي من.

ميخوام لحظه هام رو با تو بگذرونم. تمام لحظه هايي كه حالا دارم و نمي دونم چند سال، چند ماه، چند هفته، يا چند روز ديگه ميتونم و فرصت دارم با تو باشم يا نه؟!

 

ارزش اين لحظه ها رو با هيچ چيز ديگه نميتونم برابر بدونم.

ميخوام تو تمام لحظه هايي كه ميتونيم داشته باشيم، با تو باشم. كنارت، همراهت، هم قدم و هم نفس با نفس كشيدنت.

ميخوام تا ميتونم صداي قلب مهربونت رو بشنوم.

 تا ميتونم نفسهات رو بشنوم و حفظ كنم.

ميخوام ضربان قلبت رو بشمارم تا وقتي نيستي، از حفظ بشمارم و ثانيه هام رو با تو تنظيم كنم.

ميخوام حالا با تو باشم. چون نميدونم تا دو سه ماه ديگه. وقتي اين دوران تموم شد، چه اتفاقي ميخواد برام بيفته.

 

زندگيم تويي. لحظه هاي حضورت رو ازم دريغ نكن. به اندازه همه ثانيه هاي حضورت، بهت نياز دارم.

 

كنارم بمون، تا زنده بمونم. با من باش، تا دووم بيارم.

 

مراقب چشمات باش، تا اميدوار بمونم. مراقب قلبت باش، تا زنده بمونم. مراقبم باش، تا كنارت بمونم.

 

گفتم، هزار بار ديگه هم ميگم:

 

دوستت دارم. دوستت دارم. دوستت دارم. دوستت دارم. . . تا هر زمان كه زنده باشم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/08/16ساعت 1:14 بعد از ظهر  توسط مینویسم برای عمرم ساسان جونم  | 

واسه جیگملم ×ساسان×

ميدونم ٬ ميدونم
ميدونم خاطرمو خيلی ميخوای ٬ ميدونی خاطرتو خيلی ميخوام
خاطرتو خيلی ميخوام
چشم حسودا کور بشه ٬ هرچی بلاست به دور بشه
بساط عشق منو تو ايشالا جفت و جور بشه
نقل و نبات و شيرينی ٬ مگه ميشه تو دل نشينی؟
از اون دو تا چشم سيات الهی که خير ببينی
الهی که خير ببينی
ميدونم ٬ ميدونم
ميدونم خاطرمو خيلی ميخوای ٬ ميدونی خاطرتو خيلی ميخوام
خاطرتو خيلی ميخوام
بجز تو از خدا دیگه هیچی نمیخوام..
میخوام که دستاتو بزاره توی دستام
..
چراغ خونم بشه چشمای قشنگت
.
یه عمری دنبال تو گشتم توی رویام
..
ميدونم ميدونم خاطرمو خيلی ميخوای ٬ ميدونی خاطرتو خيلی ميخوام

تموم دنیا میدونن واست میمیرم..
قد و بالای نازتو طلا میگیرم
..
اسمون به زمین بیاد میخوامت
..
حتی اگه خدا نخواد میخوامت
..
دوست دارم خیلی زیاد میخوامت
..
حتی اگه خدا نخواد میخوامت..!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/08/15ساعت 8:10 بعد از ظهر  توسط مینویسم برای عمرم ساسان جونم  | 

سااااااااااسااااااااان

ساسان کجایی تنهای تنهام
ساسان گرمی دستاتو میخوام
ازادی سایه تو رو سرم نیست
هوای تو توی بال وپرم نیست
می خوام برم از اینجا جو نم به لب رسیده
هر جا میپرسم از تو کسی تو رو ندیده
ساسان جای تو خالیه ساسان
ساسان ساسان ساسان

ساسان کجایی ساسان

ساسان خسسته و دلگیرم اینجا
یه روز از این روزا میمیرم اینجا
ساسان  تو دلم حرف های درده
منو دوری تو اواره کرده
ببین واسه منو تو چه نقشه ها کشیدن
برای ازادیمون حبس ابد بریدن
ساسان  جای تو خالییه ساسان

ساسان ساسان ساسان
ساسات کجایی
ساسان ساسان ساسان

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/08/15ساعت 8:9 بعد از ظهر  توسط مینویسم برای عمرم ساسان جونم  | 

ساسان

یادته؟یادته؟ روزای آخر یادته.اون روزا یادته؟گلای پرپر یادته؟
چه دلتنگم برای تو برتی چشم غمگینت
برای بیقراری هات هزار حرفای شیرینت

بگو یادت نرفته منو یادت نرفته منو یادت نرفته
یادته یادته چه حالی داشتم یادته
لحظه دیدنت آروم نداشتم یادته

چه روزا و چه شبهایی که با یاد تو سر کردم
تو بودی همسفر با من نگو بی تو سفر کردم
بگو بگو بگو که هنوز یادته
یادته؟ روزای آخر یادته.اون روزا یادته؟گلای پرپر یادته؟

تو هم شبهای بی من بگو خوابت نرفته
هنوز یادت نرفته منو یادت نرفته
یادته؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/08/15ساعت 8:6 بعد از ظهر  توسط مینویسم برای عمرم ساسان جونم  | 

×ساسان×

شیرین تر از این نیست شیرین تر از این یار
راه و به دلم بست چشمای همین یار
دلبر دلمو برد تا هر جا دلش خواست
این دلبر شیرین شیرینتر از اینهاست
شیرین شیرینه یار
شیرین شیرینه یار
من عاشقمو تو از خداته
این عاشقی از خیر چشاته
تا دل دادمو دور تو گشتم
از خیر همه دنیا گذشتم
شیرین شیرینه یار
شیرین شیرینه یار
از سر تا پا نازه
این قد وقواره
این صورت ماهو کی دیده ستاره
از پا قدم یار روزگار رقم خورد
یار اومد و با عشق خوشبختی اورد
شیرین تر از این نیست
شیرین تر از یار
راه و به دلم بست چشمای همین یار
دلبر دلمو برد تا هر جا دلش خواست
این دلبر شیرین شیرینتر از ایناست
شیرین شیرینه یار شیرین شیرینه یار

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/08/15ساعت 8:5 بعد از ظهر  توسط مینویسم برای عمرم ساسان جونم  | 

ساسانی جونم

مرا ببوس مرا ببوس
برای اولین بار برای اولین بار برای اولین بار
مرا ببوس مرا ببوس برای اولین بار برای اولین بار
مرا ببوس مرا ببوس مرا ببوس
ببوس ای دختر زیبا که جون تازه میگیرم
تو لب تر کن به یک بوسه جلو چشم تو میمیرم
من از طرز نگاه تو سراغ بوسه میگیرم
نخورده مست یک بوسه جلو چشم تو میمیرم
مرا ببوس مرا ببوس مرا ببوس
بزار رنگ لبای تو بشه آغاز خوشرنگی
به هر ساز تو میرقصم برای من خوش آهنگی
مرا ببوس مرا ببوس مرا ببوس
برای اولین بوسه دلم ترسیده پنهونی
تو برق بوست رو کن بکش مارو به آسونی
نفس زد تو نفسهامون هوای خوب عشق بازی
به آتیش تو میسوزم منو با بوسه میسازی
مرا ببوس مرا ببوس مرا ببوس
مرا ببوس مرا ببوس مرا ببوس

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/08/15ساعت 8:4 بعد از ظهر  توسط مینویسم برای عمرم ساسان جونم  | 

واسه ساسان جونم

آرزومه آرزومه
که در رو وا بکنی بیای تو خونه
تو رو تو بغل بگیرم عاشقونه
آرزومه ٬ آرزومه
اسمت رو لبامه بی اراده
چشمای تو از سرم زیاده
چشمای تو از سرم زیاده
از قسمت ديدن تو شادم

از بخت خوشم دل به تو دادم ٬ از بخت خوشم دل به تو دادم

آرزومه ٬ آرزومه
از خدامه، خونه خوشبو بشه با عطر نفسهات
از خدامه ، که بشه مال من اون چشمای زيبات
که بشه مال من اون چشمای زيبات
هرجوری که فکر کنی باهاتم

راضی به رضای اون چشاتم

خوش صورت وخوش نقش ونگاری

غم وغصه ای نیست تا من و داری

آرزومه آرزومه

که در رو وا بکنی بیای تو خونه
تو رو تو بغل بگیرم عاشقونه
آرزومه ٬ آرزومه

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/08/15ساعت 8:3 بعد از ظهر  توسط مینویسم برای عمرم ساسان جونم  |