زندگی اجبار است....مرگ انتظار است....عشق یک بار
است....جدای دشوار است....یاد تو تکرار است.
×ساسان× من تو را تا اخرین نفس خویش دوست می دارم و همچنان می پرستمت عزیز تر از جونم ×ساسان×
۱- هر جا عشق هستدر آنجا زندگی جوشش داره..
۲-هر کار و با عشق یاد بگیر..
۳-زندگی بدون عشق مثل درخت بدون شکوفه و بی بار می مونه..
۴-زندگی سعادتمند تنها تو عشق خلاصه میشه..
۵-عشق زندگی هست اگه عشق و از دست دی انگار زندگی رو از دست دادی..
۶-انسان با عشق زندگی می کنه...
۷-عشق وقتی شدید میشه که در راه با عوایق و شکنجه ها باشه..
و بد ترین چیز انتظار![]()
۱-بیجاره افرادی که در انتظار به سر میبرند.
۲-افرادی که تو انتظارهستند نمیتونن حرکت کنند و اراده ندارند
نفرت
۱- نفرت هرکز با نفرت از بین نمیره برای از بین بردنش باید از محبت استفاده کنیم.
۲-با گله های کهنه که از یاد میبریم بار کینه ها رو از د لمون پاک میکنیم
یکی از راه های مرسوم برای ان که ببینید کسی شما رو دوست داره یا نداره این که برگ های گلی را بکنید وقتی اولین برگ رو میکنید میگویید((دوستم داره)) برک دوم را میکنید و میگویید ((دوستم نداره)) برگ سوم میگویید((دوستم داره)) و به همین ترتیب تا این که به آخرین برگ بریسید .این برگآخری خیلی مهمه.اگه این برگ ((دوستم داره)) باشه حتما" او شما رو دوست داره(فقط یادتون نره که تعداد برگهای گلتون فرد باشه)این شیوه رو حتما"امتحان کنید.برای این کار مناسبه که از گل مینا استفاده کنید چون گل مینا به گل عشق معروفه.
هر کدام از ما احساس متفاوتی نسبت به غشق داریم و ان را به اشکال کاملا" مختلفی ابراز می داریم.
عشق همیشه یکپارچه است و هر دو سوی عشق است که دنیای واحد را پدید می آورد .
زیرا که عشاق دیگری را به عاشق بودن و عاشق کردن تشویق می کند.یک رابطه عاشقانه نمودار تلطیف دو روح است...هر چند که این رابطه تا حدودی خطر ناک به نظر میرسد اما هرگز رویایی نیرومند از عشق در جهان وجود ندارد و نخواهد داشت و حتی گذشت زمان نیز قادر به از هم پاشیدن زنجیره عشق نیست.......![]()
![]()
![]()
۱-عاشق بودن عزیز شمردن است.
۲-عشق جز تبلور خویش خواسته دیگری ندارد.
۳-عشق شیرین است خواه عاشق باشی یا معشوق..
۴-در تمامی لحظات زندگی فقط یک شادی وجود دارد و آن هم چیزی نیست مگر عاشق بودن و عاشق شدن و عاشق ماندن.
۵-عشق ورزیدن را باید از خود عشق آموخت.
هر نفس من آغشته به توست با هر گام که بر میدارم عشقم پر شور تر میشه
*ساسان*![]()
![]()
قطره ، قطره عشق تو در دل چو دريا ميشود
چشمه ، چشمه از دوچشمم اشك ميگردد روان
صخره ، صخره در گلويم بغض پيدا ميشود
شعله ، شعله آه سوزان از دلم سر ميكشد
لحظه، لحظه خسته تر جانم ز دنيا ميشود
خلسه ، خلسه ياد تو در خاطرم جا ميكند
سبزه ، سبزه دشت دل پيوسته زيبا ميشود
دسته ، دسته تا كبوتر هاي عاشق سر رسند
رفته ، رفته مرغ دلگير از اينجا ميشود ...
دوری ، عشق را شدت ميبخشد و نزديکی ،قوت .
پيری مانع از عشق نيست اما عشق تا حدودی مانع از پيريست .
هرگز ندا نستم چگونه ستايش کنم تا آنکه آموختم .
عشق ناتمام ميگويد: من تو را دوست دارم چون به تو نياز دارم .
عشق تمام ميگويد: من به تو نياز دارم چون تو را دوست دارم .
درحساب عشق يک + يک مساوی است با همه چيز و دومنهای يک برابرهيچ .
عشق چيزی جزيافتن خويش در ديگران و شادکامی در شناخت نيست .
عشق همانند پروانه ايست که اگر سفت بگيری له ميشودو اگر سست بگيری ميگريزد .
عشق چون ميوه است. ممکن است خوب به نظرآيد اما تا وقتی که نرسيده آن را گاز نزن .
عشق چون ساعت شنی است . با خالی شدن مغز، قلب پر ميشود .
عشق غلبه خيال بر خرد است .
مرد به کرات عشق ميورزد ، اما کم . ولی زن به ندرت ،اما بسيار .
مردها همواره ميخواهنداولين عشق يک زن باشند و زنها دوست دارن آخرين عشق يه مرد باشند .
تنها پاداش عشق ، تجربه عاشقی است .
با عشق وشکيبائی چيزی ناممکن نيست .
عشق، قانون نمی شناسد ودوست داشتن ، اوج احترام به مجموعه ای از قوانين عاطفی است .
عشق ، معيارها را بهم می ريزد و دوست داشتن برپايه ی معيارها بنا ميشود .
عشق ،ويران کردن خويشتن است و دوست داشتن ساختنی عظيم .
عشق فوران می کند چون آتشفشان و سرازير ميشود چون آبشاری عظيم و دوست داشتن جاری ميشود چون رودخانه ای بر بستری با شيب نرم .
عشق ناگهان وناخواسته شعله ميکشد و دوست داشتن از شناختن وخواستن سرچشمه می گيرد .
عشق دق الباب نميکند،مودب نيست ، حرف شنو نيست ، درس خوانده نيست ، درويش نيست .
سربزير نيست ،مطيع نيست ، عشق ديوار را باور نميکند، کوه را باور نميکند ، گرداب را باور نميکند، مرگ را حتی باور ندارد .

کاش ميشد عشق را تفسير کرد
خوابه چشمان تو را تعبير کرد
کاش ميشد همچون گلها ساده بود
سادگی را با تو عالمگير کرد
کاش ميشد در خراب آباد دل خانه احساس را تعمير
کرد
کاش ميشد در حريم سينه ها عشق را با وسعتش
تکثيرکرد
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم

حس زیبایست
هنگامی که گرمی عشق با سردی زمستان آمیخته و تو هر دو را در میان بازوانت پنهان کرده ای
و زیبا تر از آن لحظه ایست که دانه های برف زمستانی با چرخش خود گونه هایت را نوازش می کنند
کاش زمان نیز از حرکت باز می ایستاد تا من می توانستم بیش از این گرمای آغوشت را احساس کنم
می نویسم از تو
از تو ای شادترین, تازه ترین نغمه عشق . . .
تو که سرسبزترین منظره ای
تو که سرشارترین عاطفه را
نزد تو پیدا کردم
و تو که سنگ صبورم بودی
در تمام لحظاتی که خدا
شاهد غصه و اندوهم بود. . .
به تو می اندیشم
به تو می بالم
و از تو می گیرم
هر چه انگیزه درونم دارم
من شباهنگام
آن دم که تو را نزد خود می بینم
بهترین آرامش
بهترین خواهش و احساس نیاز
در دلم می جوشد
روزها می گذرد
عشق ما رو به خدایی شدن است
رو به برتر شدن از هر حسی
که در این عالم خاکی پیداست
دوستت می دارم
از همین نقطه خاکی تا عرش
دوستت می دارم
از زمین تا به خدا . . .